اسفند 94
سلام دوردونه من.
کم کم عید هم داره میاد و من هر روز بیشتر بیشتر عاشق تو می شم
خیلی دوست دارم نازنین من.
دختر گل من با عروسک دوران کودکی مامانش. ( این عروسک رو به همراه مادرش، مامان زری جون از سوریه برای من وقتی 11 سالم بود اورد)

جیگر مامان وقتی برای نماز خوندن آماده میشه ( قبل از رفتن به خونه بابا رضا )

سودا در شهربازی پروما به همراه عروسکی که خاله رها و شادی ( دوستای مامان) برای تولدش زخپحمت کشیدن و اوردن. اسم عروسکشو پریا گذاشته دختر نازم.


عسلم تو راه برگشت از پروما و رفتن به رستوران


اینم دخمل من با حجاب کامل برای گرفتن عکس پاسپورت.

سودا خانوم در سومین بار کوتاه کردن موهاش تو ارایشگاه.

الهی مامان فدای اون تمیز کردنت بشه. دختر ناز من.

اینم سودا خانوم و ماشینش تو پارک



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اسفند 94
